X
تبلیغات
رایتل

بازدیدکنندگان : 61330

بایگانی

پنج‌شنبه 27 خرداد‌ماه سال 1389
رفاقت

رفاقت

دلم لک زده واسه یه جو رفاقت، واسه یه جو صداقت. واسه سر سوزن مردونگی، توی این زندگی که کار همه شده در بدری و آوارگی. نمی دونم، همه می گن تقصیر زمونه س. ولی اینا همه ش بهونه س. زمونه یعنی چی؟ زمونه واسه کی؟زمونه یعنی ما! رفتار ما! افکار ما! رفاقت! دوستی! کو؟ اصلاً یعنی چی؟ از هر کی بپرسی دوست یعنی کی، رفاقت یعنی چی، می گه «دوست آن است که گیرد دست دوست در پریشان حالی و درماندگی».

صداقت! عجب کلمه ای! خیلی سخته تو دنیای رفاقت، اگه رفاقتی باشه، بگردی دنبال صداقت. نه اینکه فکر کنی صداقت چیز گرونیه! نه! آدما خیلی ارزون شدن. رفاقت و صداقت به ناچار گرون شدن. واسه کی دارم حرف می زنم؟ آدما همه کر شدن؛ اگر فردایی بود،اگر رفاقتی دیدی، رفاقتِ با صداقتی دیدی، خبرم کن.

اگه نصفه شب هم بود، بیدار می شم. شاید ذره ای از رفاقتای گذشته رو پیدا کنم.



مطالب گذشتهها