X
تبلیغات
رایتل

بازدیدکنندگان : 61330

بایگانی

جمعه 11 دی‌ماه سال 1388
دَ وَ ر ا ن

عق می زنم و می چرخم. شاید هم من ایستاده ام و دنیا می چرخد. نمی دانم. صدای خش خش دمپایی می آید. عق می زنم و باز می چرخد؛ خودم و یا دنیا شاید. بوی غذای سوخته می آید. قرمه سبزی شاید. دوباره عق می زنم. صدای زنگ موبایلی می آید و صدای فریادی. نمی توانم. هنوز عق می زنم و هنوز می چرخ م د . درمی زنند.اَه. نمی خواهم بیایی. می خواهم تنها باشم. نیا.



مطالب گذشتهها